به گزارش سراج24؛ حجتالاسلام محمد امیری طیبی، کارشناس مسائل دینی؛ نوشت: ؛ یکی از راههای شناخت اولیه در مفاهیم کمتر شناختهشده، در سطحی که هویتی کلی از آن مفهوم به ذهن منتقل کند، شناخت از بهوسیله مفهوم مقابل است. گزاره «ملت مبعوث» هم از این روش مستثنی نیست و اگر مفاهیم مقابل مردم مبعوث را صورت بندی کنیم، هویت کلی از مردم مبعوث در ذهنمان نقش میبندد.
بر این اساس نگاههای متداول جریانهای کلان فکری به مقوله مردم را در سه منظر کلی میتوان صورتبندی کرد:
جریان اصولگرایی برای وحدت مانیفست میدهد و مردم را دعوت به وحدت پیرامون اصولی میکند که گمان میرود حلال مشکلات مردم است
اصولگرایی
این نگاه مردم را ارباب رجوع میداند و خود را موظف به ایجاد خدمات بهینه و حل مشکلات مردم کردهاست. لذا برای حل مشکلات مردم دائماً به نهادگرایی و ساختارسازی مشغول است تا با خانهنشین کردن مردم و براساس ساختارهای حاکمیتی موضوعات مردم را حل کند.
در زمینه آموزش غیرانتفاعی ساز میشود، در زمینه بهداشت رویکرد خصوصیسازی دارد، در امنیت سازوکارهای محله ای را حذف می کند و تمرکزگرا می شود تا بهترین خدمات را به مردم بدهد. نکته جالب اینکه جریان اصولگرایی برای وحدت مانیفست میدهد و مردم را دعوت به وحدت پیرامون اصولی میکند که گمان میرود حلال مشکلات مردم است و عامل وحدت بخش را از خط نگاه و اراده مردم نمیگیرد.
غربزدهها
اصحاب این مکتب کلمه مردم از زبانشان نمیافتد و همه آرمانشان این است جامعه را در برابر لویاتان استیت صیانت کنند. این نگاه اقلیتی خواستههای طبقه متوسطی که بهشدت مصرف زده، فرمالیست و سنت ستیز است، مردم میداند. اقلیتی با چهره فوتوژنیک و دندان کامپوزیت. مردمی که غمشان قدرت ویزاست، چون بچههایشان در خارج هستند. از نگاه آنها کسانی مردم هستند که بالاترین خواستهشان کنسرت، اولویت بانوانشان حضور در ورزشگاه و سوار شدن بر موتور است.
اما حقیقت ماجرا این است، آنها نگاهشان به تودههای واقعی مردم نگاه رعیت است؛ رعیتی که شعور تشخیص مصالح خودش را ندارد. رعیتی که به حقوقش آگاه نیست فهم اینکه مقابل حاکمیتش بایستد ندارد و آزادیهای موردنظر آنها را نمیتواند بهدست بیاورد.
اگر حاکمیت و توده های مردم همسو شوند و هم سرنوشت بهعنوان نمونه بیش از ۷۰ شب تودههای مردم در حمایت از حاکمیت در خیابان بمانند و ۹۰ درصد مردم از نیروهای مسلح دفاع کنند، چون اولویتهای آن طبقه متوسط را رعایت نکردهاند، این کارها پوپولیستی و تودهای و از عقلانیت به دور است.
اگر کسی از این طبقه فرودست در سازوکار حکمرانی، مسئولیت و جایگاهی داشته باشد، چون قاعده بازی را نمیداند و با بسیاری از آرزوهای سرکوبشده زندگی کردهاست حتماً مدیر قابلی نیست و هیچ فهمی از مدیریت ندارد و باید به سرعت حذف شود.
این دو نگاه با همه تفاوت در کنشهای سیاسی و فرهنگیشان در یک نقطه بههم میرسند. آن نقطه ایستادن در برج دانایی و نگاه تجویز گرایانه به مردم است که درنهایت ما را به «دیکتاتوری خواص» یا به تعبیر آنها نخبگان در مقابل تودههای مردم میرساند.
امامین انقلاب «مردم مبعوث»
این نگاه اساس انقلاب اسلامی است. دال مرکزی این نگاه به مردم از مفهوم بعثت میگذرد. در این نگاه مردم مبعوث که در این سطح رشادت عقلی و قدرت اراده هستند که به مأموریت درونی برای اقامه حق رسیدهاند، از خردی برخوردار هستند که حقیقتجو، حل کننده موضوعات و پیشبرنده امور است و اراده آنها در حل مشکلات و کیفیت بخشی به امر حکمرانی معجزه میکند و اساساً کلان مسالهها بدون حضور مردم یا حل نمیشود یا در زمان طولانی حل نسبی میشود.
در این نگاه، مردم مبعوث بر اساس قاعده امام و امت، بهمثابه ملت واقعی هستند که امر ملی و هم داستانی و هم سرنوشتی تولید می کنند و با اراده سیاسی و اراده میدانی کانون ایجاد قدرت درونگرا برای نظام حکمرانی هستند.
مردم مبعوث بر اساس قاعده امام و امت، بهمثابه ملت واقعی هستند که امر ملی و هم داستانی و هم سرنوشتی تولید می کنند
نخبه علمی و تئوری پرداز علوم انسانی در این نگاه تلاش میکند منظر نگاه و مطالبه مردم را در گفتار علمی باز تعریف و آن را تبدیل به هویت نظریهای کند. آنها که با علوم انسانی آشنا هستند میدانند نظریات علوم انسانی در میدان میجوشد و آن نظریهای علوم انسانی که در میدان انسان مبعوث تولید میشود نظریه علوم انسانی اصیل اسلامی است.
از دل نگاه مردم مبعوث است که نظریه مردم سالاری دینی به عنوان هویت ساختاری نظام اسلامی متبلور شده است. همین نگاه است که مردم مبعوث را در خیابان نگه میدارد تا عقل منفصل مسئولان و ضامن آرمان گرایی اندیشه نهادگرایانه کارگزاران باشند.



